تبليغاتX
سایت بزرگ حاج عبدالرضا هلالی - حالا اشكالات چيه ؟

حالا اشكالات چيه ؟
1ـ فرهنگي كه اين جلسات ترويج مي كنه ، مستمع را به سمت انزوا و گوشه گيري و از مردم بريدن منفي پيش مي بره . يعني مستمع يك جوري بار مياد كه يواش يواش حرفي براي عموم مردم نداره ، و حرفهاي عموم مردم رو هم بر نمي تابد ، تحمل نمي كند . مستمع تو يك وادي ميره كه در اين وادي ، آرزوهاش در چند بعد خلاصه مي شه . زيارت كربلا يعني زيارت يك مرقد . زيارت حرم حضرت عباس (ع) ، زيارت بين الحرمين ،‌ امام رضا (ع) و بساطي براي اشك ، گريه و تو سر و سينه زدن و ابداً هيچ راه حل و كانالي براي ارتباط با مردم نداره . همين دوتاكلمه حرفي رو كه مي زنم رو هم نمي تونه بزنه . اگر اين مستمع را ببري ، حتي اون مجري رو ببري تو يه محيطي كه اين محيط كاملا با اين فرهنگ
بيگانه اند ، ابدا نمي تونه ترويج كنه اين فرهنگ رو . مثلاً‌ از يكي از متوليان يكي از جلسات سؤال مي شه كه آقا به نظر شما با جوونا چكار كنيم ؟ مي گه : آقا جوونا رو بياريد تو جلسه ما . بعد مي گيم آقا وقتي ميان تو جلسه هاي شما اين چيزها را مي بينيد و يك مقداري براشون سنگينه ، چه كار كنيم ؟ مي گه آقا اين كار ، كار عشق است ربطي به دين نداره . همين كه هست . نمي تونه ارتباط برقرار كنه، با قشر دانشگاهي نمي تونه ارتباط برقرار كنه . با دبيرستاني كه مورد تهاجم فرهنگي واقع شده نمي تونه ارتباط برقرار كنه و ارتباطي كه اون با قشري برقرار مي كنه ، يك ارتباط كاملاً‌ موقتيه . يعني در تصاوير كاملاً جلسه به جلسه و سال به سال ، مستع مقابل ،‌ قيافه ها عوض شده . تو اين سن و سال پاييني ، با القاء يك سري هيجانات مي توانند نگهدارند . اما به دليل اينكه حرفي براي گفتن ندارند و نمي تونند با جمعهاي مختلف ارتباط برقرار كنند ، نمي تونند در انجمن معلمها حرفي بزنند ، براي استادهاي دانشگاه حرفي ندارند ، تو دانشگاه علوم پزشكي ساكتند . براي يك سري مستميعني كه واقعاَ در يك سطح پايين سواد قرار دارند ، كم سواد بودن ، گناه نيست . يعني من اصلاً‌ نگفتم كه آدماي بديند . بحث اينه كه آيا مكتب امام حسين (ع) اينقدر محدوده ؟ يعني واقعاً امام حسين (ع) حرفي براي گفتن براي اينها نداره و بعد اتفاقاً با اينگونه نشون دادن تصوير از آقا اباعبدالله (ع) اغلبِ جو جامعه رو در اين دوراني كه تكنولوژي داره حرف اول رو مي زنه و مردم بيشتر دنبال 4 خط مطلبند، بعد بنشينند گريه كنند ، تا توجيه نشوند نمي تونند اين كار رو بكنند اينا نمي تونند اين حرف رو بزنند ، حتي اگر صد نفر اينا رو جمع كني فقط بگي دليل سينه زدن چيست ؟ يك دليل علمي براي سينه زدن نمي تونند بگن . ما علممون سينه زدن رواثبات كرده . من تو بحث چاكراها و اينكه چاكراهاي قلب با ضربه حساس مي شه و مركز عاطفي انسان رو به تحرك وادار مي كنه ، از نظر علمي براي سينه زدن خيلي حرفها زديم . براي هيجانات . الان يك سري مشكلات اين تيپي دارند و متاسفانه علي رغم صحبتهايي كه من شخصاً به خيلي از اينها كردم و قبول كردند ، نمي يان تو ميدون . نمي دونم چرا ؟ مي گه آقا قبول دارم ، ولي خب حالا . چرا ؟ دليلش اينه كه كمبود علم دارند . يعني يك كتاب كه مي دي دستش ، مي گي بخون ، مي گه آقا ول كن ، حال و حوصله كتاب خوندن رو ندارم . عزيز من ، تو جوون رو مقابلت نشوندي و قراره از تو مكتب امام حسين (ع) رو فرا بگيره . تو چرا احساس وظيفه نمي كني كه از بقيه سالهاي زندگي امام حسين (ع) بتوني مطلب به خوردش بدي ؟ بله ! امشب خيلي خوب گريه مي كند ، اشك مي ريزد ، خدا پدر هر دوتون هم بيامرزه ، دست هردوتون رو هم
مي بوسم . اما صبح تو دبيرستان و دانشگاه اين جوون نياز به يك حرفهاي ديگه هم دارد . چرا بهش نگفتي ؟ وقتي اومد تو جلسه تو و برگشت آيا حرفي براي اين كه تو جامعه بتونه تحوّل ايجاد كنه ياد گرفت ؟ بعد چون حرف براي گفتن نداره منزوي مي شه ، بعد متاسفانه ، متاسفانه، اينو دل بديد ، انزوا يواش يواش به بريدن دچار مي شه . ما يه 10 ، 20 سالي تو اين وادي هستيم . رفقاي خودمون كه بغل دستمون سينه مي زدن ، نمي دونم استكان تو سر خودشون خرد مي كردند ، نمي دونم فلان و فلان ، داريم مي بينيم الان خيلي هاشون كجان ؟‌!!!. نه حسيني ، نه علي اي ، نه خدايي ، هيچي. براي اينكه اون زمان فقط هيجانشو ارضا مي كرد . وقتي با اينها صحبت مي شه ، مي گن آقا قبول ، درست مي گي . اما فلاني مي دوني ، من كه داغ مي كنم ديگه دست خودم نيست . مي گم عزيز من تو مروج فرهنگ امام حسيني . خب اين جوان امانت نزد تو است . اگر فردا بِبُرِه ، در اثر برخوردهاي تو و اين فرهنگي كه داري بهش القاء مي كني ، آيا روز قيامت مي توني جواب بدي ؟‌ ما متولي حسينيه هستيم ، مي توني جواب بدي ؟ تا بحث معرفت پيش مياد ،‌مي گن : بله ، نمي دونم از تاريخ اسلام مي گن . آقا تاريخ اسلام چيه ؟ صحبت امام حسين (ع) ، مرام امام حسين (ع) ، زندگي امام حسين (ع) . حالا بهش مي رسيم . اجازه بدين يواش يواش بريم جلو .
نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 22:9 | لینک  |