بسم الله الرحمن الرحیم
ایام شهادت دختر رسول الله صلی الله علیه واله وسلم رو به محضر
مقدس منتقم خونش حضرت ابا صالح المهدی عجل الله تعالی فرجه و
تمامی دوستداران پیامبر و آل او علیهم السلام تسلیت میگویم .
در پست قبلی به دو نکته بسیار مهم اشاره شد
1) اسنادی از کتب سنی ها که ثابت میکند دختر رسول الله به شهادت
رسیده و به مرگ طبیعی خود وفات نکرده
2) پاسخ به مغلطه و سفسطه سنی ها مبنی بر اینکه حضرت فاطمه زهرا
وفات کرده و شهیده نیست .
در این پست هم به برسی این مغلطه های و سفسطه می پردازیم .
امید است که سنی ها با تفکر و تامل و بدور از تعصب این مطالب را بخوانند
تا به صراط مستقم که همان صراط امیرالمومنین علی است بیایند .
همانطوریکه در این سالها بسیاری از همین اهل سنت شیعه شدند .
((( ادامه مغلطه ها و سفسطه های سنی ها : )))
سنی ها : چطور ممکنه عمر به خانه امیر المو منین علیه السلام حمله کنه
و حق اونو ( خلافت و جانشینی بعد از رسول الله ) رو غصب کنه ولی هیچ
یک از مهاجر و انصار و مردم مدینه ، هیچ عکس العملی از خودشون نشون
ندند ؟؟!!
اولا کی گفته هیچ کسی به این حرکت عمر و ابو بکر عکس العمل نشون
نداد و اعتراضی نکرد . بعضی از صحابه خاص رسول الله اعتراض شدیدی
نسبت به این عمل کردند که عبارت بودند از : سلمان فارسی ، ابوذر ،
مقداد ، زبیر ، ابن مسعود و ... به غصب خلافت و حمله به خانه امیرالمومنین
علیه السلام و هتک و ضربو شتم دختر رسول الله اعتراض کردند .
که اعتراض هر کدوم از اونها به شکلی از بین رفت .
دوما اینکه چرا بقیه مهاجر و انصار و مردم مدینه سکوت کردند 3 علت داشت :
1) عقده و کینه هایی که از امیرالمومنین علیه السلام به دل داشتند
2) حسادت به امیر المومین علیه السلام
3) ترس
عقده و کینه هایی که از امیر المومنین به دل داشتند :
این کینه ها که از جنگ بدر و حنین و خندق و احد و .... در دل هایشان
بود و ارزو داشتند روزی تلافی کنند و رزوی از علی انتقام بگیرند . در بسیاری
از جنگ هایی که مشرکین به پیامبر تحمیل کردند امیرالمومین اسد الله
الغالب علیه السلام بسیاری از مشرکین رو کشت . بسیاری از این
مشرکین خویشاوندان مهاجر و انصار بودند و انها از امیرالمومنین علیه السلام
به خاطر کشتن خویشاوندانشان کینه و عقده در دل نگه داشتند . تا روزی
انتقام بگیرند . چه روزی بهتر از وقتی که بزرگترین حامی علی یعنی رسول
الله از دنیا رفت . بهترین فرصت برای انتقام همین ایام بود . بهترین راه برای
باز کردن کینه های قدیمی و انتقام گرفتن از علی ، تنها گذاشتن در مقابل
40 ارازل و اوباش مدینه بود که به خانه او حمله کردند .
حسادت :
بله حسادت به علی امیرالمومنین علیه السلام . میدونید چرا حسادت
میکردند ؟ مهاجر و انصار در رکاب رسول الله در تمام صحنه ها حضور
داشتند و پا به پای رسول الله در تمامی جنگ ها شرکت میکردند اما
می دیدند هر چی ایه نازل میشه در شان و عظمت و مقام و جاه و
جلال امیرالمومنین علیه السلام و فرزندان ایشون نازل میشه . پیامبر
فقط و فقط و فقط از علی تعریف میکنه و کمالات و فضایل او رو بیان میکنه .
مهاجر و انصار داشتند از حسادت منفجر می شدند ولی هیچ حرفی نمی
تونستند بزنند در مقابل رسول الله صلی الله علیه واله وسلم . البته اینم
بگم که بعضی وقت ها همین مردم می امدند از امیرالمومنین علیه السلام
خدمت رسول الله بد گویی می کردند ولی پیامبر رحمت به شدت از این
کار اونها خشمگین میشد و اونها رو از این عمل باز میداشت .
حسادت موجب تنفر از شخص میشه . مردم مدینه از بس به امیرالمومنین
حسادت کردند که دیگه از او متنفر شدند . کار به جایی رسید که بعد از
رسول الله نه تنها به او سلام نمیکردند بلکه جواب سلام ایشون رو هم پاسخ نمیدادند .
حالا انتظار دارید این مردم نا مرد مدینه بیاند و از امیرالمومنین در مقابل یه
عده ارازل و اوباش دفاع کنند ؟؟؟ از اینکه رسول الله هر جا می نشست از
فضائل علی میگفت ، به امیرالمومنین حسادت کردند . در دل میگفتند یا
رسول الله ما رو هم ببین !!. از ما هم تعریف کن . !!!!
ترس از جان ومال و ناموس :
مردم مدینه که مردمی ترسو ، زبون ، ذلیل ، پست و فرومایه بودند از
ترس جان و مال ناموس خود در مقابل اربده کش ها و ارازل و اوباش مدینه
سکوت کردند و مانند موش به دورن لانه های کثیف خود رفتند . البته مردم
مدینه ترسو بودن خود را قبلا هم به زخ همگان کشیده بودند . مردمی که با
یک نعره عمرو بن عبدود در جنگ خندق تهی خالی کردند و ذلیلانه در
مقابل پهلوان عرب ترسیده بودند و به خود می لرزیدند و چسبیده بودند
به زمین و کسی جرات نداشت با او بجنگد . که اگر نبود امیر المومنین
همین مردم ترسو از ترس جان بی ارزششان ، پیامبر را دست بسته تحویل
سپاه دشمن می دادند . مردمی که در جنگ احد بعد از شنیدن شایعه
کشته شدن پیامبر جان کثیف خود را روی کول خود گذاشته و پا به فرار
گذاشتند وتنها چند نفر در ان جنگ پا به فرار نگذاشتند و جان پیلامبر را
نجات دادند .
سنی ها : از همه عجیبتر این است که چرا حضرت علی سکوت
نموده و کوچکترین اعتراضی نکرد . ؟؟؟
کسی که این حرف رو بزنه بی سوادی خودشو نشون داده چون اگر
ذره ای به حوادث و وقایع اون دوران توجه میکرد متوجه میشد که حضرت
امیر المومنین نه تنها سکوت نکرد بلکه در مقابل ظلم این ارازل و اوباش
از مهاجر و انصار طلب کمک و یاری کرد . شب ها به همرا امام حسن و
امام حسین علیمها السلام به در خانه صحابه خاص رسول الله رفت و از
اونها خواست که کمکش کنند ولی کمکی از طرف اونها صورت نگرفت
البته 5 یا 6 نفری از مهاجر و انصار برای کمک به امیرالمومنین اعلام امادگی
کردند و واقعا هم روی حرفشان ماندند و خلف وعده نکردند .
پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه واله وسلم در اخرین لحظات عمر
شریفشون به امیرالمومنین وصیت کرد که برای احقاق حق خود ، اگر 40
یار داشتی حق خود را بگیر و اگر اگر کسی تو را یاری نکرد در برابر تمام
مشکلات و مصائب صبر پیشه کن .
صبر در حوادث بعد از رسول الله صلی الله علیه واله وسلم امر و سفارش
اکید رسول خدا بود و امیر المومنین هم کسی نبود که از سفارش رسول
خدا سر پیچی کنه اگر چه به قیمت پایمال شدن حق او و به شهادت
رسیدن همسر و فرزند او تمام بشود .
علاوه بر اینها امیر المومنین به هیچ وجه با ابو بکر و عمر بیعت نکرد و این
ابو بکر و عمر بودند که در غدیر خم با حضرت امیر المومنین بیعت کردند و بیعت
خود را شکستند .
قسمتی از خطبه شقشقیه را مینویسم تا متوجه اوج مظلومیت
او بشوید و خود بنگرید امیرالمومنین در چه حالی بود :
....پس اندیشه کردم که ایا بدون دست ( سپاه و یاور ) حمله کرده
( و حق خد را مطالبه کنم ) یا بر تایکی کور ( گمراهی خلق به وسیله
خلافت ابوبکر و عمر ) صبر کنم . که در ان پیروان را فرسوده و جوانان
را پژمرده ساخته و مومن رنج میکشد تا بمید . و دیدم صبر کردن خردمنیست .
پس صبر کردم در حالی که مثل کسی بودم که خار در چشمانش بود
و استخوان در گلویش .....
{{ خطبه شقشقیه / نهج البلاغه }}
سنی ها میگن : در صورتی که بپذیریم این همه ظلم اتفاق افتاده و علی
سکوت نموده ، یزید بد بخت که کاری نکرده بود . چرا حسین بر علیه او قیام
کرد ؟؟یزید چه جرمی داشت ؟؟ سبحانک هذا بهتان عظیم !!!!
امیرالمومنین و حضرت امام حسین علیهما السلام در اینکه باید در مقابل
ظلم و ظالم بایستند ، فرقی با هم ندارند . اگر ظلمی دیدند باید با ان
مقابله کنند . اما به شرطی که یار و یاور و سپاهی داشته باشند حضرت امیرالمومنین جز 5 یا 6 نفر یار دیگری نداشت ولی حضرت ابا عبد الله الحسین
بیش از 70 نفر یار داشت بنابر این در مقابل ظلم ایستاد و شهید شد .
توی این سالها مبری شدن یزید رو کم داشتیم که اونهم به لطف تعصب
اقایون سنی اضافه شد . از این به بعد باید ثابت کنیم یزید ادم بدی بوده !!!!!
حالا من چند تا سوال دارم از این اقایون سنی ها :
اگر حضرت زهرا سلام الله علیها به مرگ طبیعی مرده است و از دست کسی ناراحت نیست ،
پس این وصیت او چه معنایی داردکه به امیرالمومنین فرمود :
یا علی مرا شب غسل بده
و شب کفنم کن و
مرا شب به خاک بسپار و
هیچ کس را در تشیع جنازه من خبر نکن
اگر از دست کسی نارحت نبود پس چرا قبر او مخفی ست ؟
پس چرا اجازه نداد مردم مدینه در تشیع جنازه دختر پیغمبرشان
شرکت کند ؟
مسلمانان چرا شب دفن شد صدیقه کبری // چرا گم شد نشان قبر ان انسیه حورا