تبليغاتX
سایت بزرگ حاج عبدالرضا هلالی - مصاحبه مجله سپیده دانایی با عبدالرضا هلالی

هلالی:
نمي‌دانستم اين آهنگ‌ها را آن‌طرف آبي‌ها خوانده‌اند
نوحه شب‌هاي جمعه را من از روي كار شادمهر خواندم،اين آهنگ او را شنيده بودم اصلاً نمي‌دانستم كه او از ايران رفته، بعد كه كار را در يكي از مناسبت‌ها خواندم همه شروع كردند به انتقاد كه "رضا" آهنگ خوانندة آن‌طرف آبي را خوانده است ولي به خدا روحم از رفتن شادمهر خبر نداشت.
فرهاد عشوندي
حقيقت اين است كه نگاه‌هاي علمی صرف از سوی کارشناسان برای بررسی موضوع مداحی پاپ کافی نیست. شنیدن حرف‌های مداحان جدید و پرسش‌های رو در روی شفاف و بدون غرض‌ورزی با آنان، فضایی دیگر را برای اهل دغدغه فراهم می‌آورد.
 جوان بيست‌وشش ساله‌ای که در دهه سوم انقلاب در لباس مداحان جدید ظاهر شد - پس از"نریمان" و "سید ذاکر"- با استقبال فراوانی از سوی جوانان مدرن و به خصوص بالا شهری روبه‌روگردید؛ چهره‌ای که به همراه سبک‌های جدید مدرن و پاپ با خود حرف و حدیث‌های بسیاری به همراه داشت. "عبدالرضا هلالی" متولد سال 1360 اگرچه نخستین پایه‌گذار مداحی پاپ نبود اما از جمله آنان بود و در گسترش آن – به‌خصوص در تهران- نقشی کلیدی داشت.
مجله "سپیده دانایی" بدون قصد تأیید یا رد رویکردهای این مداح جوان، تنها به عنوان تکمیل مجموعه  پرونده موجود، به سراغ او رفته است. او که امروز دانشجوي رشتة حقوق دانشكدة جامع علمي و كاربردي است در فضایی راحت و بی پیرایه درمحل کارش -  حراست ایران خودرو- پاسخگوی پرسش‌های صریح و انتقادی ما بوده است.  
آقای هلالی! مایلی گفت وگویی انتقادی و شفاف داشته باشیم؟     
بله، حتماً. به شرط شفافیت و حفظ حرمت‌ها.   
 آيا مي‌توان به صورت دقيق گفت سبك هاي جديد خواندن براي اولين‌بار چطور وارد مداحي شده یا سال‌ها پيش هم، چنين شورهايي بوده؟
بله، من هم دقيق نمي‌دانم. ولي اين شور وجود داشته، مثلاً در كارهاي "حاج قربون" و بقيه. اما ما و مثلا "سيد ذاكر" و بعضي ديگر از دوستان، سعي كرديم در كارهايمان از اين شور براي بالاتر بردن هيجان مداحي و رسيدن به شور حسيني استفاده كنيم.
 بعضی‌ها معتقدند كه رضا هلالي براي اولين‌بار اين كار را باب كرد كه آهنگ‌هاي پاپ خواننده‌هاي آن طرف آبي را تبديل به نوحه كند تا به محبوبيت برسد؟
ـ خب من يكي دو بار، آن هم ندانسته، بعضي از آهنگ‌هاي آن‌طرف آبي را خواندم. ولي ديگر اين كار را نمي‌كنم؛ به‌خصوص بعد از اين‌كه "آقا" (آيت‌الله خامنه‌اي) فرمودند سعي كنيد خودتان ملودي بسازيد و سبك داشته باشيد، ديگر بيشتر از قبل هم دقت مي‌كنيم.
 آن كارهاي قبلي چطور اتفاق افتاد؟
ـ هر دوبار به پيشنهاد بعضي از دوستان بود. مثلاً "نوحة شب‌هاي جمعه را من از روي كار شادمهر خواندم. اين آهنگ او را شنيده بودم و خيلي‌ هم خوشم آمده بود. او هم يك كار مذهبي براي حضرت زهرا(س) داشت و آهنگ‌هايش از تلويزيون پخش مي‌شد. من اصلاً نمي‌دانستم كه او از ايران رفته. بعد كه كار را در يكي از مناسبت‌ها خواندم و اتفاقاً خيلي هم خوب درآمد، همه شروع كردند به انتقاد كه "رضا" آهنگ خوانندة آن‌طرف آبي را خوانده است. ولي به خدا روحم از رفتن شادمهر خبر نداشت؛ يا يك كار ديگر را يكي از دوستان در مراسمي خواند كه خود من خيلي تحت تأثير قرار گرفتم.  از او اجازه گرفتم و كارش را خواندم. بعداً فهميديم آهنگ اميد بوده است.
 اما باورش كمي سخت است؛ به‌خصوص وقتي چندبار اين اتفاق تكرار شده؟
ـ ولي من راست مي‌گويم. واقعاً اصلاً نمي‌دانستم اين آهنگ‌ها را خواننده‌هاي آن‌ طرف آبي خوانده‌اند. چون اصلاً فرصت نمي‌كنم به اخبار و آهنگ‌هاي آن طرفي توجه كنم.من اين آهنگ‌ها را گوش نمي‌كنم، چون اصلا وقتي براي اين كارها ندارم.
 خودت واقعاً فكر مي‌كني تقليد كارهاي آن طرف آبي خوب است يا بد؟ چون الآن اين كارها حسابي مد شده؟
ـ به نظرم كار درستي نيست. يعني بهتر است همان‌طور كه "آقا" فرمودند، سعي كنيم خودمان جريان‌ساز باشيم. باورتان نمي‌شود، ولي حالا بعد از آن دو بار، براي كارهايي كه به ما پيشنهاد مي‌شود، صد تا فيلتر مي‌گذاريم تا مطمئن شويم تقليدي از كسي نباشد.
 نگفتي اين كار خوب است يا بد؟
ـ ببينيد، همة ما يك هدف را دنبال مي‌كنيم و آن هدف هم اين است كه جوانان را به مراسم عزاداري امام حسين (ع) بكشانيم و آن‌ها را با حماسة عاشورا آشنا كنيم. پس با اين كه من مخالف تقليد هستم، ولي وقتي هدف ما پاك و صادقانه باشد، خداوند خودش حتي اگر اشتباهي هم بكنيم، ما را به راه راست هدايت مي‌‌كند.
 يعني براي كشاندن جوانان به مراسم از هر وسيله‌اي استفاده كنيم؟ خيلي‌ها معتقدند اين توجه به كارهاي شما به خاطر بازخواني آثار خواننده‌هاي آن‌ طرف آبي است؟
ـ اين‌طور نيست. براي مراسم عزاداري ما هر بار هفت يا هشت هزار نفر به سالني كه فوقش سه‌هزار نفر جا دارد، مي‌آيند و به عشق آقا امام حسین(ع) اشك مي‌ريزند. من فقط دو كار اين‌جوري خوانده‌ام و بقية كارها، مال خودمان بوده است.
 با این روندی که تو داری فکر نمی‌کنی اگر از ساز در نوحه‌هايت استفاده كني، مخاطبان بيشتري به دست مي‌آوري؟
ـ نه هيچ‌وقت اين كار را نمي‌كنم. مداحي اهل بيت حرمت دارد و نبايد با آلات‌سازي نواخته شود. حتي از اين كه بعضي از دوستان اين كار را مي‌كنند ناراحت مي‌شوم.
 اما خودت فکر می‌کنی چرا بسياري ازچهره‌های مذهبي نظر مثبتی ندارند؟
ـ خيلي از دوستان همفكر، از ما خوششان نمي‌آيد. باورش برايتان سخت است. من امنيت جاني ندارم. چون مداحي مي‌كنم و مي‌توانم مردم را به هيئت بكشانم، بايد از جانم بترسم. حتی يك بار مرا در ميدان ولي‌عصر كتك زدند. متأسفانه بيشتر مشكلات ما از جانب همين بچه حزب‌اللهي‌هاست. همين هم‌ طيف‌هاي خودمان هستند كه برايمان حرف در مي‌آورند. به قرآن، من اصلا نمي‌دانستم شادمهر رفته. ولي وقتي آن نوحه را خواندم، چنان هياهويي به پا كردند كه فلاني از كار يك فراري تقليد كرده يا... آقا مشكل اين‌جاست كه اين دوستان خودشان نمي‌توانند بچه‌ها را به مراسم عزاداري بكشانند؛ حالا هم كه خداوند و آقا امام حسين(ع) لطفشان شامل حال ما شده و براي مراسم ما بيش از هفت يا هشت هزار نفر مي‌آيند. به جاي اين‌كه فكر افزايش اين تعداد جوان باشند، فقط بهانه‌تراشي مي‌كنند.
به قرآن، اين درد ماست. من خيلي حرف‌ها در دلم مانده. خدا بيامرزد،" سيدجواد ذاكر" هم اسير همين حرف‌ها شد. آن بنده خدا يك اشتباهي كرد. ولي بارها توبه كرد. ما نوار توبه‌اش را داريم. ديگر گناه او بزرگ‌تر از گناه حر نبود كه آب را به روي امام حسين(ع) بست و وقتي توبه كرد، امام او را بخشيد. همه‌اش همين دوستان از سيدجواد ايراد مي‌گرفتند كه چرا زير ابرو برمي‌داري. يكي از آن‌ها يك‌بار نرفت ببيند كه او ابروهايش همان شكلي است. بلايي سرش آوردند كه آن‌طور در تنهايي و انزوا مرد. يا اين كه اين همه عليه من حرف مي‌‌زنند و ايراد مي‌گيرند. بابا به جاي اين حرف‌ها، شما يك بار به مراسم عزاداري ما بياييد و از نزديك ببينيد. اگر ما خلافي داشتيم، آن وقت ايراد بگيريد.
فلان روزنامه كه مال همين بچه حزب‌اللهي‌هاست، عكس مرا انداخته و كنارش نوشته است پاي برهنه به كربلا مي‌رويم البته با "پرادو"، به قرآن، من حتي موتور هم ندارم. تو را به خدا اينها را از طرف من بنويسيد.
 با همة اين‌ها خيلي‌‌ها معتقدند نحوة عزاداري‌هاي شما ايراد دارد. یعنی همه‌شان حسادت مي‌كنند!؟
ـ چرا، چون تو سر و كله‌هايمان مي‌زنيم؟ همة آنهايي كه اين حرف‌ها را مي‌زنند، يك بار بيايند توي مراسم. اگر خودشان توانستند شور نگيرند، آن وقت حرف بزنند. اين‌كه نمي‌شود آقايان مي‌نشينند در منزل و همراه با خوردن ناهار يا شام، سي‌دي‌ مراسم را نگاه مي‌كنند و بعد بهانه مي‌گيرند.
 مشكل اينجاست كه خيلي‌ها اعتقاد دارند كه اين حركات شما تصويري خشن از دين مي‌سازد. هم سبک عزاداری و هم سبک مداحی و هم مجموعه رفتارها با اصول دینداری مطابقت ندارد.
ـ ما براي مراسم‌مان، فتواي ديني داريم. يك روزي "آقا" فرمودند قمه زدن حرام است، همة ما آن را كنار گذاشتيم. چون ما كه نمي‌خواهيم خارج از چارچوب دين حركت كنيم. اما براي ضربه زدن به سر و صورت، از دفتر آقا استفتا گرفتيم و ايشان فرمودند كه ضربه زدن به سر و صورت و چنگ انداختن در عزاداري، براي مردگان خود چون خواهر و برادر گناه دارد. اما براي ائمه اطهار نه تنها ايرادي ندارد كه ثواب هم دارد. سبک عزاداری ما از همین اصل تبعیت می‌کند.
 ايراد ديگر هم به نحوة خواندن شماست. اين كه با استفاده از دو بلندگو يك نفر مي‌خواند و ديگري با صداي بم، شور مي‌‌‌دهد و اين تركيب صداها هيچ شباهتي به مراسم عزاداري ندارد.
ـ اين كار چه ايرادي دارد؟ به نظر من هر كاري كه باعث شود مراسم عزاداري شورانگيزتر شود، ايرادي ندارد.
 اما اين شيوه به جاي اين كه مراسم را به عزاداري شبيه كند، به كنسرت نزديك مي‌كند.
ـ نه، اين حرف را قبول ندارم. شما هم كه همان بهانه‌هايي را مي‌گيريد كه بعضي از حضرات مي‌گيرند.
 اين شيوه باعث مي‌شود كه جوانان براي تخلية انرژي به مراسم بيايند، نه براي عزاداري!
ـ با حرف شما موافق نيستم، اما حتي اگر راست بگوييد. چه اشكالي دارد كه يك جوان، عصر پنج‌شنبه به جاي آن كه برود در خيابان و گناه كند يا مزاحم ناموس مردم شود، چه مي‌دانم قرص‌هاي "اكس" بخورد، بياوريم به مراسم عزاداري و بگذاريم كمي هم با عزاداري حضرت آشنا شود. مگر جرم است؟
 خيلي‌ها مي‌گويند جوان‌هايي كه به این مراسم مي‌آيند، بيشتر، بچه‌هایي هستند كه فقط به خاطر هيجان مراسم مي‌آيند، نه اصل عزاداري؟
ـ‌ به قرآن، اين بچه‌هاي بالا شهري، اصلاً از اين چيزها سر در نمي‌آورند. اصلاً چه ايرادي دارد كه يك جوان مو بلند يا با شلوار لي براي شركت در مراسم عزاداري بيايد؟ كجاي دين يك چنين چيزي نفي شده؟ به قرآن تمام اين حرف‌ها را ما بچه حزب‌اللهي‌هاي پا منبري در مي‌آوريم. وگرنه آنها كه اصلاً كاري به كار كسي ندارند.
 يعني موافقي كه عده‌اي فقط به مراسم بيايند و فقط هدفشان تخلية انرژي باشد، نه امام‌حسين(ع)؟ چون معمولاً اين‌جور افراد، نه در سخنراني‌ها شركت مي‌كنند، نه زماني كه نوحه و مصيبت خوانده مي‌شود حضور دارند.چرا؟
ـ‌ بابا اين حرف‌ها صحت ندارد. هشت هزار نفر به هيئت ما مي‌آيند و همه هم از همان اول، در حياط هستند. حالا شايد صد نفري هم جلوي در بايستند. نبايد كه به آن صد نفر گفت: همه! تازه مگر خود من كه براي اولين بار رفتم هيئت، براي چي رفتم؟ همة ما اول براي قيمه مي‌رفتيم هيئت. بعد كم‌كم با فلسفة عاشورا و عشق آقا آشنا شديم. بابا به قرآن، گفتن اين حرف‌ها ظلم است. به جاي اين‌كه كاري كنيم جوان‌ها را به چنين مراسمي بكشانيم، همين‌هايي كه هستند را هم فراري مي‌‌دهيم.
 به عنوان یک مداح كتاب "حماسة حسيني" شهيد مطهري را دقیق خوانده‌اي؟
ـ‌ نه، اين كتاب را كامل نخوانده‌ام. اما گذري، مثلا يك زماني اگر لازم بوده، نگاهي به بخش‌هايي از آن انداخته‌ام.
 آیا درست است كسي بخواهد مداح این دستگاه باشد و اين كتاب مهم را نخوانده باشد؟
ـ اين دو كتاب، تنها مراجع نيستند. كتاب‌هاي زياد ديگري هستند كه من بيشتر‌شان را خوانده‌ام؛ مثل چهل حديث حضرت امام (ره) كه گفتم و كتاب‌هايي كه دربارة مقاتل وجود دارد و همگي مرجع هستند.
 تا به حال به اين فكر كرده‌اي كه بايد براي جوان‌هايي كه به هيئت مي‌آيند و فقط براي شور مي‌آيند كاري فکری و معرفتی انجام داد؟ مثلاً آنها را با فلسفة قيام كربلا آشنا كرد و فکر آنها را يك گام جلو برد؟
ـ وظيفة من مداحي است. متوجه حرفم كه مي‌شويد؟ در هيئت‌ها هر كسي يك نقشي دارد؛ يكي چايي مي‌آورد، ديگري كفش جفت مي‌كند، روحاني از فلسفة عاشورا مي‌گويد و... من هم وظيفة خواندن را دارم.
 چرا مداح‌ها کاری کرده‌اند که خيلي از جوان‌ها فقط همين بخش مداحي و سينه‌زني جذابيت پیدا کند؟ آنها اطلاعاتشان را از شما مي‌گيرند این درست است؟
ـ اين را ديگر من نمي‌‌توانم كاري بكنم. من همين كه بتوانم  وظيفة خودم را به درستي انجام بدهم، هنر كرده‌ام. اما مثلاً وقتي بالاي منبر مي‌روم، فرياد مي‌زنم جوان درس بخوان. براي گفتن اين حرف، اول به خودم گفتم تو مگر خودت درس خواندي كه به ديگران نصيحت كني. به همين دليل بود كه رفتم رشتة حقوق. حالا با افتخار به همه مي‌گويم درس بخوانند. ولي وقتي از چيزي اطلاع كافي ندارم، نمي‌توانم به ديگران توصيه كنم؛ البته اگر امكانات در اختيارمان بود، مي‌توانستيم براي جواناني كه به هيئت مي‌آيند كارهايي بكنيم. كانون قرآن راه بيندازيم و... ولي متأسفانه فقط كار ما شده ضربه خوردن از حرف‌هايي كه بچه مذهبی‌ها بارمان مي‌كنند.
 آیا شما وظیفه خودتان نمی بینید که سراغ اهل منبر و سخنرانان خوب بروید؟
ـ بارها به خيلي از بزرگواران گفتيم آقا تشريف بياوريد به مراسم ما براي اين همه جوان سخنراني كنيد. جواب دادند كه فلان قدر "پاكت" مي‌خواهند يا گفته‌اند خدمت فلان بزرگوار هستيم و يا گفتند در شأن ما نيست به مراسم يك بچه برويم. حالا شما پاسخ دهید. چه کسی مقصر است؛ من که این همه  جوان را جمع می‌کنم  يا  آنها که باید کمک کنند و نمی‌کنند. ما به خیلی از آقایان عرض می‌کنیم  به جاي اينكه فقط  از امثال ما ايرادهاي الكي بگيرید  فكر كنید و ببينید چه كار كرده‌اید كه جوان‌ها از پاي منبرهايتان فراري شده‌‌اند.
 اما بعضی می‌گویند مثلاً عبدالرضا هلالي، براي يك مراسم، يك و نيم ميليون مي‌گيرد؟
ـ اتفاقاً به خوب نكته‌اي اشاره كرديد. خدا شاهد است كه من تا به حال حتي يك بار هم براي خواندن، پول نگرفته‌ام. چون از بچگي ياد گرفته‌ام، گناه است كه براي مداحي آقا آدم پول بگيرد؛ البته خيلي‌ها هستند كه براي خواندن، پاكت‌هاي ميليوني دارند. ولي آنها همان دوستاني هستند كه مي‌روند و مي‌گويند جواد ذاكر زير ابرو برمي‌داشت. من كار مي‌كنم و خرج خانواده‌ام را از راه كار در مي‌آورم.
 چه كاري؟
ـ كارمند حراست ايران‌خودرو هستم. عصر‌ها هم در اين شركت (محل قرارمان براي مصاحبه) كار مي‌‌كنم.
 شايد براي مداحي در مراسم پول نگيريد. ولي حتماً از فروش سي‌دي‌هايتان درآمد خوبي داريد؟
ـ من؟ اگر پولي به من مي‌رسيد كه الآن حداقل يك موتور داشتم. اين‌قدر پيك موتوري سوار نمي‌شدم.
 اما در فروش غيررسمي سي‌دي،‌ كارهاي شما جزو پرفروش‌ترين‌هاست.
ـ بله، شنيده‌ام. اما من هيچ نقشي در فروش آنها ندارم. همان اول كه شروع كردم به خواندن، يك بنده خدايي از مراسم فيلم‌برداري مي‌كرد. هنوز هم همان بنده خدا اين كار را انجام مي‌‌دهد. اتفاقاً چند بار دوستانم گفتند كه از فروش سي‌دي‌ها سهم بگيريم. ولي من قبول نكردم، چون دوست ندارم او با خودش بگويد آن موقع كه معروف نبود كاري نداشت، اما حالا كه اسم دركرده به دنبال پول است.  
نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 14:48 | لینک  |