فضائل بانوى بزرگ اسلام در اين مختصر نمىگنجد،اما به طور اجمال و گذرا به آن مىپردازيم:
علاقه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليها السلام
بدون ترديد محبت و علاقه رسول خدا به فاطمه صلى الله عليه و آله و سلم بدون جهت و صرفا به دليل علاقه پدر و فرزندى نبوده است،زيرا حضرت فرزندان دختر ديگر هم داشته است و از طرفى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم به مقتضاى (و ما ينطق عن الهوى) بدون دليل از كسى تعريف و مدح نمىكند.بنابراين معلوم مىشود كه اين دردانه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در اين مدت كوتاه عمر خود،از فضايل و كمالاتى برخوردار بوده كه مورد توجه رسول خدا قرار گرفته است،تا رسول خدا آن تعابير را دربارهاش بيان نمايد كه درباره كس ديگر نفرموده است،مانند:«ان الله يرضى لرضاك و يغضب لغضبك،خداوند راضى مىشود به رضاى تو و غضبناك مىشود به غضب تو.» «فاطمة بضعة مني فمن آذاها فقد آذاني،و من آذاني فقد آذى الله،فاطمه پاره تن من است پس هر كس او را اذيت كند مرا اذيت كرده و هر كس مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده است». به نقل ديگرى چنين فرموده است:«و هي قلبي الذي بين جنبي، فاطمه،جان و دل من است كه در سينهام قرار دارد».
و باز فرموده است:«و هي نور عيني و ثمرة فؤادي،او نور چشم و ميوه دل من است.»
فاطمه عليها السلام به اندازهاى مورد علاقه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود كه«ابن عمر»نقل مىكند:«هر گاه رسول خدا قصد سفر مىكرد با آخرين كسى كه خداحافظى مىكرد فاطمه عليها السلام بود و به وقتبازگشت نخستين كسى را كه به ديدارش مىآمد فاطمه عليها السلام بود.تا آنجا كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليها السلام مىفرمود:«فداك ابي و امي،پدر و مادرم به فداى تو.»
عايشه نقل مىكند:نديدم كسى را از نظر كلام و سخن به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شبيهتر از فاطمه عليها السلام باشد و هر وقت فاطمه بر آن حضرت وارد مىشد،به او مرحبا مىگفت و در برابرش مىايستاد (و به طرفش مىرفت) و دست او را مىگرفت و مىبوسيد و او را در جاى خودش مىنشانيد.»
عبادت فاطمه عليها السلام
فاطمه عليها السلام از عابدترين و پارساترين زنان عالميان است.او با همه گرفتارى و مشاغلىكه در خانه داشت،با اين حال از نظر به جا آوردن واجبات و مستحبات و عبادات فردى و اجتماعى در تاريخ نمونه است.
شيخ صدوق و ديگران از امام حسن عليه السلام روايت مىكنند:«مادرم فاطمه را ديدم كه در شب جمعه در محراب عبادت ايستاد و تا هنگامى كه سپيده طلوع مىكرد،پيوسته در حال ركوع و سجود بود و شنيدم پيوسته براى مردان و زنان با ايمان دعا مىكرد و آنها را در دعا نام مىبرد، ولى براى خود دعا نمىكرد،من گفتم:
مادر جان چرا همچنان كه بر ديگران دعا مىكنى،براى خود دعا نمىكنى؟فرمود:پسرم اول همسايه بعد خانه.» (8)
حسن بصرى از بزرگان اهل سنت درباره عبادت فاطمه عليها السلام چنين گفته است:«ما كان في هذه الامة اعبد من فاطمة،كانت تقوم حتى تورم قدماها،در ميان اين امت،عبادت كسى از فاطمه عليها السلام بيشتر نبود،زيرا آن قدر روى پاهاى خود در مقام عبادت مىايستاد كه پاهايش ورم مىكرد.»
فاطمه،سيده زنان عالميان
تعبير اين كه فاطمه عليها السلام سيده زنان عالميان است از علماى شيعه و اهل سنت از رسول خدا نقل شده است.عايشه در روايتى،آن را چنين نقل مىكند:«در حضور رسول خدا بودم-به هنگام بيمارى منجر به رحلتحضرت-كه فاطمه عليها السلام وارد شد و قدم مىزد نگاه كردم ديدم مثل رسول خدا راه مىرود.پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به او فرمود:مرحبا به دخترم فاطمه.بعد او را نشانيد طرف دست راستخودش يا طرف دست چپ،و چيزى محرمانه به گوش او گفت كه فاطمه عليها السلام گريست!بعد چيز ديگرى به او گفت.اين بارفاطمه عليها السلام خندان شد.عايشه مىگويد:«از فاطمه عليها السلام پرسيدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چه گفت كه گريان شدى و سپس چه فرمود كه خندان گشتى؟
فاطمه عليها السلام گفت:«من سر پيامبر را تا زمانى كه زنده است فاش نمىكنم.»عايشه مىگويد: «پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليها السلام گفتم:پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به هنگام مرگ چه فرمود كه گريستى و بعد چه گفت كه خنديدى؟فاطمه گفت:پدرم فرمود:هر سال جبرئيل قرآن را يك بار بر من عرضه مىكرد،ولى امسال دوبار بر من عرضه كرد. گمان مىكنم كه مرگم فرا رسيده است،من براى مرگ پدرم گريستم،بعد فرمود:اما ترضين ان تكون سيدة نساء هذه الامة او نساء العالمين؟قالت:فضحكت،آيا راضى نمىشوى كه بهترين زنان اين امتيا زنان عالميان باشى؟فاطمه گفت:پس خنديدم.» (10) و نمونه اين حديث را بسيارى از علماى اهل سنتبا اندكى تفاوت نقل كردهاند.
عظمت فاطمه در قيامت
در روايات بسيارى از ابن عباس،ابو ايوب و ابو هريره آمده است كه رسول خدا فرمود:
«اذا كان يوم القيامة وقف الخلائق بين يدى الله تعالى نادى مناد من وراء الحجاب:ايها الناس (يا معشر الخلائق) غضوا ابصاركم و نكسوا من رؤسكم فان فاطمة بنت محمد تجوز على الصراط،روز قيامت كه برپا مىشود مردم در برابر قدرت خداى تعالى مىايستند.منادى حق،از پس پرده فرياد مىزند:اى گروه مردم،ديدگان خود را ببنديد،سرها را به زير افكنيد،زيرا فاطمه دختر محمد از صراط عبور مىكند.» (12) در برخى از احاديث ديگر آمده است:«فان هذه فاطمه بنت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم تريد ان تمر على الصراط،فاطمه دختر رسول خدا مىخواهد از محشر بگذرد.»
پىنوشتها:
1.ينابيع الموده،ج 1،ص 171،بحار الانوار،ج 43،ص 20.
2.مناقب ابن شهر آشوب،ج 3،ص 332 با اندكى تفاوت در عبارت،بحار الانوار،ج 43،ص 80، صحيح مسلم،ج 16،ص 2،مستدرك حاكم،ج 3،ص 173،حلية الاولياء،ج 2،ص 40.
3.بحار الانوار،ج 43،ص 80.
4.همان مدرك،ص 24.
5.مستدرك حاكم،ج 3،ص 169.
6.همان مدرك،ص 170.
7.همان مدرك،ص 167.
8.علل الشرايع،ج 1،ص 173،كشف الغمه،ج 2،ص 25.
9.مناقب شهر بن آشوب،ج 3،ص 341.
10.طبقات ابن سعد،ج 8،ص 26.
11.ر.ك:حلية الاولياء،ج 2،ص 39،براى اطلاع بيشتر ر.ك:احقاق الحق،ج 10،ص 27-115.
12.مناقب ابن شهر آشوب،ج 3،ص 326،بحار الانوار،ج 43،ص 52،راجع مستدرك حاكم،ج 3،ص 166،ينابيع الموده،ج 2،ص،الفصول المهمه،ص 147،براى اطلاع بيشتر ر.ك:احقاق الحق،ج 10، ص 148.
13.الفصول المهمه،ص 147.
مظهر ولايت ص 242
سيد اصغر ناظمزاده قمى

