تبليغاتX
سایت بزرگ حاج عبدالرضا هلالی - فضائل بانوى بزرگ اسلام در اين مختصر نمى‏گنجد،اما به طور اجمال و گذرا به آن مى‏پردازيم:

 

فضائل بانوى بزرگ اسلام در اين مختصر نمى‏گنجد،اما به طور اجمال و گذرا به آن مى‏پردازيم:

علاقه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليها السلام

بدون ترديد محبت و علاقه رسول خدا به فاطمه صلى الله عليه و آله و سلم بدون جهت و صرفا به دليل علاقه پدر و فرزندى نبوده است،زيرا حضرت فرزندان دختر ديگر هم داشته است و از طرفى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم به مقتضاى (و ما ينطق عن الهوى) بدون دليل از كسى تعريف و مدح نمى‏كند.بنابراين معلوم مى‏شود كه اين دردانه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در اين مدت كوتاه عمر خود،از فضايل و كمالاتى برخوردار بوده كه مورد توجه رسول خدا قرار گرفته است،تا رسول خدا آن تعابير را درباره‏اش بيان نمايد كه درباره كس ديگر نفرموده است،مانند:«ان الله يرضى لرضاك و يغضب لغضبك،خداوند راضى مى‏شود به رضاى تو و غضبناك مى‏شود به غضب تو.»  «فاطمة بضعة مني فمن آذاها فقد آذاني،و من آذاني فقد آذى الله،فاطمه پاره تن من است پس هر كس او را اذيت كند مرا اذيت كرده و هر كس مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده است‏». به نقل ديگرى چنين فرموده است:«و هي قلبي الذي بين جنبي، فاطمه،جان و دل من است كه در سينه‏ام قرار دارد».

و باز فرموده است:«و هي نور عيني و ثمرة فؤادي،او نور چشم و ميوه دل من است.»

فاطمه عليها السلام به اندازه‏اى مورد علاقه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود كه‏«ابن عمر»نقل مى‏كند:«هر گاه رسول خدا قصد سفر مى‏كرد با آخرين كسى كه خداحافظى مى‏كرد فاطمه عليها السلام بود و به وقت‏بازگشت نخستين كسى را كه به ديدارش مى‏آمد فاطمه عليها السلام بود.تا آنجا كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليها السلام مى‏فرمود:«فداك ابي و امي،پدر و مادرم به فداى تو.»

عايشه نقل مى‏كند:نديدم كسى را از نظر كلام و سخن به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شبيه‏تر از فاطمه عليها السلام باشد و هر وقت فاطمه بر آن حضرت وارد مى‏شد،به او مرحبا مى‏گفت و در برابرش مى‏ايستاد (و به طرفش مى‏رفت) و دست او را مى‏گرفت و مى‏بوسيد و او را در جاى خودش مى‏نشانيد.»

عبادت فاطمه عليها السلام

فاطمه عليها السلام از عابدترين و پارساترين زنان عالميان است.او با همه گرفتارى و مشاغلى‏كه در خانه داشت،با اين حال از نظر به جا آوردن واجبات و مستحبات و عبادات فردى و اجتماعى در تاريخ نمونه است.

شيخ صدوق و ديگران از امام حسن عليه السلام روايت مى‏كنند:«مادرم فاطمه را ديدم كه در شب جمعه در محراب عبادت ايستاد و تا هنگامى كه سپيده طلوع مى‏كرد،پيوسته در حال ركوع و سجود بود و شنيدم پيوسته براى مردان و زنان با ايمان دعا مى‏كرد و آنها را در دعا نام مى‏برد، ولى براى خود دعا نمى‏كرد،من گفتم:

مادر جان چرا همچنان كه بر ديگران دعا مى‏كنى،براى خود دعا نمى‏كنى؟فرمود:پسرم اول همسايه بعد خانه.» (8)

حسن بصرى از بزرگان اهل سنت درباره عبادت فاطمه عليها السلام چنين گفته است:«ما كان في هذه الامة اعبد من فاطمة،كانت تقوم حتى تورم قدماها،در ميان اين امت،عبادت كسى از فاطمه عليها السلام بيشتر نبود،زيرا آن قدر روى پاهاى خود در مقام عبادت مى‏ايستاد كه پاهايش ورم مى‏كرد.»

فاطمه،سيده زنان عالميان

تعبير اين كه فاطمه عليها السلام سيده زنان عالميان است از علماى شيعه و اهل سنت از رسول خدا نقل شده است.عايشه در روايتى،آن را چنين نقل مى‏كند:«در حضور رسول خدا بودم-به هنگام بيمارى منجر به رحلت‏حضرت-كه فاطمه عليها السلام وارد شد و قدم مى‏زد نگاه كردم ديدم مثل رسول خدا راه مى‏رود.پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به او فرمود:مرحبا به دخترم فاطمه.بعد او را نشانيد طرف دست راست‏خودش يا طرف دست چپ،و چيزى محرمانه به گوش او گفت كه فاطمه عليها السلام گريست!بعد چيز ديگرى به او گفت.اين بارفاطمه عليها السلام خندان شد.عايشه مى‏گويد:«از فاطمه عليها السلام پرسيدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چه گفت كه گريان شدى و سپس چه فرمود كه خندان گشتى؟

فاطمه عليها السلام گفت:«من سر پيامبر را تا زمانى كه زنده است فاش نمى‏كنم.»عايشه مى‏گويد: «پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليها السلام گفتم:پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به هنگام مرگ چه فرمود كه گريستى و بعد چه گفت كه خنديدى؟فاطمه گفت:پدرم فرمود:هر سال جبرئيل قرآن را يك بار بر من عرضه مى‏كرد،ولى امسال دوبار بر من عرضه كرد. گمان مى‏كنم كه مرگم فرا رسيده است،من براى مرگ پدرم گريستم،بعد فرمود:اما ترضين ان تكون سيدة نساء هذه الامة او نساء العالمين؟قالت:فضحكت،آيا راضى نمى‏شوى كه بهترين زنان اين امت‏يا زنان عالميان باشى؟فاطمه گفت:پس خنديدم.» (10) و نمونه اين حديث را بسيارى از علماى اهل سنت‏با اندكى تفاوت نقل كرده‏اند.

عظمت فاطمه در قيامت

در روايات بسيارى از ابن عباس،ابو ايوب و ابو هريره آمده است كه رسول خدا فرمود:

«اذا كان يوم القيامة وقف الخلائق بين يدى الله تعالى نادى مناد من وراء الحجاب:ايها الناس (يا معشر الخلائق) غضوا ابصاركم و نكسوا من رؤسكم فان فاطمة بنت محمد تجوز على الصراط،روز قيامت كه برپا مى‏شود مردم در برابر قدرت خداى تعالى مى‏ايستند.منادى حق،از پس پرده فرياد مى‏زند:اى گروه مردم،ديدگان خود را ببنديد،سرها را به زير افكنيد،زيرا فاطمه دختر محمد از صراط عبور مى‏كند.» (12) در برخى از احاديث ديگر آمده است:«فان هذه فاطمه بنت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم تريد ان تمر على الصراط،فاطمه دختر رسول خدا مى‏خواهد از محشر بگذرد.»

پى‏نوشتها:

1.ينابيع الموده،ج 1،ص 171،بحار الانوار،ج 43،ص 20.

2.مناقب ابن شهر آشوب،ج 3،ص 332 با اندكى تفاوت در عبارت،بحار الانوار،ج 43،ص 80، صحيح مسلم،ج 16،ص 2،مستدرك حاكم،ج 3،ص 173،حلية الاولياء،ج 2،ص 40.

3.بحار الانوار،ج 43،ص 80.

4.همان مدرك،ص 24.

5.مستدرك حاكم،ج 3،ص 169.

6.همان مدرك،ص 170.

7.همان مدرك،ص 167.

8.علل الشرايع،ج 1،ص 173،كشف الغمه،ج 2،ص 25.

9.مناقب شهر بن آشوب،ج 3،ص 341.

10.طبقات ابن سعد،ج 8،ص 26.

11.ر.ك:حلية الاولياء،ج 2،ص 39،براى اطلاع بيشتر ر.ك:احقاق الحق،ج 10،ص 27-115.

12.مناقب ابن شهر آشوب،ج 3،ص 326،بحار الانوار،ج 43،ص 52،راجع مستدرك حاكم،ج 3،ص 166،ينابيع الموده،ج 2،ص،الفصول المهمه،ص 147،براى اطلاع بيشتر ر.ك:احقاق الحق،ج 10، ص 148.

13.الفصول المهمه،ص 147.

مظهر ولايت ص 242

سيد اصغر ناظم‏زاده قمى

 

نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 20:41 | لینک  |