سه شنبه بیستم آذر 1386
با برگ گل نوشته به ديوار باغ ما
وقتي بيا که حوصله غنچه تنگ نيست
در کارگاه رنگرزان ديار ما
رنگي براي پوشش آثار ننگ نيست
از بردگي مقام بلالي گرفته اند
در مکتبي که عزت انسان به رنگ نيست
دارد بهار مي گذرد با شتاب عمر
فکري کنيد فرصت پلکي درنگ نيست
وقتي که عاشقانه بنوشي پياله را
فرقي ميان طعم شراب و شرنگ نيست
تنها يکي به قله تاريخ مي رسد
هر مرد پا شکسته که تيمور لنگ نيست
بشارتي به شما كه روزگار برگردد به بيقراري دلها قرار بر گردد
بگوبه حضرت گل تا بهار راهي نيست كه جمعه اي برسد تكسوار برگردد
نوشته شده توسط حاج عبدالرضا هلالی در ساعت 17:50 | لینک
|
