ما مجاز نيستيم كه افعال معصومين را بر اساس خلاقيت دلهاي خودمان تغيير بدهيم. در انتها چند سوال مطرح ميكنيم كه اگر دغدغه پاسخگويي به آن وجود داشت بعدا به آن پاسخ داده ميشود. – آيا مداحي هنري هست كه بتوان آن را كنترل كرد؟
آيا كيفيت استاندارد سازي و بهينهسازي با توجه به پارامترهاي متعالي فرهنگي ديني و ايراني ما برايش وجود دارد؟
آيا ميشود دو نوع مداح داشت؟ يك مداح خودجوش و يك مداح تربيت شده؟
آيا ميتوان به تدريج نوع عالي مداحي را با همين پارامترها از طريق تبليغ رسانهها جا بيندازيم؟
نتيجهاي كه از بحث ميگيريم اين است كه مداحي را نميشود به حال خود رها كرد چون ما از يك سنت هزار و چند ساله آن را داشتهايم و در اواخر دوره رضاشاه يكباره پاره پاره و گسسته شده است. بهصورت يك شك در عرض 50 سال ما زلزلههاي فرهنگي را در اين عرصه تجربه كردهايم كه در مداحي اثر گذاشتهاند. در گذشته يك خواننده و يك مداح كاملا با هم فرق داشتند و هرگز كسي تصور نميكردكه اين دو مقوله به هم نزديك و حتي شبيه شوند.

