در اين روش به جاي اينكه تحريك را با فعال كردن ادراك فرد انجام بدهيم به سادهترين روش استفاده ميكنيم. مثل اينكه بخواهيد فردي را بخندانيد كه هم ميتوانيد لطيفه معنيدار و عميق بگوييد كه او را به فكر بياندازد و موجب خندهاي با انديشه بشود و يا اينكه او را غلغلك بدهيد! يعني از طريق تحريك اعصاب پوست.
اگر مداحي را موقعيتي بدانيم براي بازآفريني يك واقعيت مقدس، مجاز نيستيم كه از هر نوع تكنيك خام يا هر نوع تكانه هيستريكال براي ايجاد موقعيت فرضي استفاده كنيم. يعني ما در عين ايمان، در عين اعتقاد كه خيلي از مداحان ما هم اينطور هستند، منتهي سنتهاي غلطي كه با نادرستي جاافتاده است ظرفيت هاي ايماني و اعتقادي افراد را مخدوش كرده و تحتالشعاع قرار داده است و بدينصورت در دههاي آينده چيزي به عنوان مداحي معنوي نخواهيم داشت، مگر در نقاط دوردست و يا افراد محدودي كه آگاهانه خود را از اين جريان مسموم رسانهاي دور نگاه داشتهاند.
قصد ما نقد و بررسي نيست، بلكه پيدا كردن تعاريف پايههاي علمي مداحي است. در موسيقي پاپ تجربي هر چقدر بيان موسيقي به صورت يك بيان عصبي هيجاني پيش ميرود، استفاده از اين صداها و استفاده از اين تكنيكها بهويژه صداهاي ديستورت بيشتري ميشود. هرچه كه شما ژانر موسيقي را تغيير بدهيد، بهويژه اين نوع موسيقي كه معمولا بين جوانان با دراگ و اكس و از اين جور چيزها مصرف ميشود، دور شويم و به موسيقي كه بنيانهاي فكري و فلسفي محكمتري دارد، برسيم به موسيقي افراد معاصر مثل آقاي پرايسنر يا قرنهاي قبل مثل باخ، بيان موسيقيايي بسيار سادهتر و عميقتر بيشتر است.
در تكنيك ضبط هم صدابردار آگاهانه از هر نوع اكو و صداهايي كه ماهيت هسيتريك دارد، پرهيز ميكند. خيلي وقتها اجراي زنده بر ضبط برتري داده ميشود، يعني موسيقي مذهبي باخ، موسيقي كرال و موسيقي كه اساسا بيانكننده عرفان مسيحيت است را معمولا بدون هيچگونه صداسازي مصنوعي اجرا ميكنند و رابطه قلبي با مخاطبانش برقرار ميكند. در حاليكه ما اينجا نميتوانيم به هيچ مداحي بگوييم كه يا اصلا از ميكروفون استفاده نكند يا اگر از ميكروفون استفاده ميكند، استفاده ساده سنجيدهاي از آن بكند.
در حال حاضر اگر ما شعر را در نظر بگيريم و شعر را از آن حذف بكنيم، جلسات مداحي ما متاسفانه با موسيقي جلف دهه 80 به بعد غرب فرقي ندارد.
انگار بعضي از دوستان مداح ما موسيقي مناسبي كه در شان يك انسان مومن باشد را گوش نميدهند و تاثيراتي كه از آن و نوع موسيقي در ذهن او مانده است ،در مداحيهاي اين روزها كمتر شنيده ميشود. گاه شاهديم كه صداي فلان مداح را كه گوش ميدهيم، درك ميكنيم كه ترانه فلان خواننده ترك و يا ترانه فلان خواننده لسآنجلسي را ميخواند. چون قبلا آن موسيقي شنيده شده است، وقتي اين ملودي را بر شعر مذهبي ميگذارند تنها تداعي معاني غيرديني در ذهن مخاطب ميكند. با اين كار هم شعر و هم نيت مداح ضايع ميشود.
