وقتي ميخواهيد يك موقعيت را بازآفريني بكنيد و يا ميخواهيد از بازآفريني يك خاطره استفاده نماييد، محملي بايد داشته باشيد تا پيام و حرف را انتقال بدهيد. در شرق هنر اصلي شعر است. يعني بيشترين تيراژ و وجود هنرمند با شعر است. همه در ايران اغلب شعر ميگويند يا ميخوانند. البته در نسل زير 26 و 25 سال حافظه شعري به قوت نسل قبل نيست، منتهي اينها برخوردشان با شعر از طريق راههاي ديگري است. يعني از كانال ترانه و تصنيف كه در جايگاه خودش بسيار مهم است
در نزد اينان كلام ترانهاي كه به آن ليريك ميگويند، دارد جايگزين شعر ميشود. آن قسمتي از مداحي ما كه به موسيقي پاپ نزديك ميشود، به دليل آن است كه برخورد با شعر بعد از هشتصد، نهصد سال اكنون دوران تحولي را طي ميكند.
سوم استفاده از فنون دراماتيك سازي است. در اينجا به صرف تسلط به شعر و تسلط به موسيقي بازآفريني موقعيت انجام نميگيرد. بلكه تمهيدات ديگري را ميخواهد كه فرد مستعد و فرد قادر تكانههاي لازم را به مخاطبش بدهد و اينها را به صرف بازآفريني آن موقعيت در تك تك مخاطبانش سوق بدهد.
تا اينجا اين تعريف شخصي من از موسيقي بوده است به واسطه كار روي تاريخ موسيقي به اين نتيجه رسيدهام كه مداحي ريشه در دوره آل بويه و جنبشهاي شيعيان ايران دارد. در آن زمان كه اين جنبشها حساسترين مراحل خود را طي ميكردهاند، براي اعلام موجوديت در برابر سلطه خلفاي بنيعباس و اينكه برداشت ايراني از اسلام را به هر ترتيبي كه هست، مطرح كنند، اين كار (نه به عنوان شغل) يعني مداحي از آن زمان شروع ميشود.
خيلي بعيد است كه مداحي به شيوهاي كه اكنون مطرح است (نه به عنوان شغل) در آن زمان مطرح بوده باشد. به عنوان شغل، حرفه و منبع درآمد نبوده است. يك سويه معنوي داشته و كاملا به خاطر ايمان و اهداف ديني صورت ميگرفته؛ كما اينكه اين سنت تا اواخر دوره قاجار و تا اوايل دوره پهلوي نيز ادامه داشته، به خصوص تا دهه 20 و 30 كه دوران معاصر است و اسناد ضبطي از آن وجود دارد و شاهدان گواهي ميكنند كه اكثر اوقات روضهخواني، تعزيه و مداحي و هر چه كه در اين ژانر جا ميشود، به هيچ عنوان داراي سويههاي دنيوي و اهداف مادي نبوده است.
اين موضوع تقريبا متعلق به 50 سال اخير است. يعني از دهه 30 آغاز مي شود. يعني از زماني كه مختصات زندگي جمعي و فردي ملت ايران متفاوت و مناسبات ديگري بر زندگي شهرنشيني حاكم ميشود كه سنتها را بر هم ميريزد. اينكه عرض كردم مداحي كاري معنوي بوده، دليل آن نيست كه بعد مادي آن را زير سوال ببريم. اگر در حال حاضر به عنوان شغلي كه برايش مبالغ بالايي ميگيرند (شنيدهام دو ميليون تومان به بالا و...) كه ارقام حيرتآوري براي اين كار است، حتما يك نياز اجتماعي در كار بوده كه اين قضيه به اين شكل مطرح است و ما اصلا قصد نقد آن را نداريم. قصد ما شناخت بنيانهاي نظري و تاريخي است.
