شما ميگوييد نميخوانيد ولي بعد ميگوييد اشكالي هم ندارد. اگر اشكالي ندارد پس چرا نميخوانيد؟ چون عام نميپسندد. شايد آن دركي كه من داشته باشم از اين مسأله، عام نداشته باشد.
فقط بحث عام است؟ علما اين كار را تأييد ميكنند؟ اين كار، با دين تعقلي منافات ندارد؟خيلي از بزرگان ما بودهاند كه در اشعارشان كلب را آوردهاند.
شعرهايي كه در وصف خط و خال و چشم و ابروي اهل بيت گفته ميشود چطور؟آقا فرمودند از شجاعت، دلاوري، عبادت، ايثار و اخلاص او بگوييد. حالا اگر يك بند هم از زيبايي او بگوييد...
و شما هم اين كار را كرديد؟ يعني واقعا اگر كسي نوحههاي شما را گوش كند وجوه معنوي امام حسين(ع) را ميشنود؟بله آقا. يك نمونة اين نوحههاي خوب اين است. «استاد نبرد و ميدان/ بر جسم همه عالم جان/.../ بر تخت دليري سلطان.../ آن موج خروشان عشق/ آن صاحب دستان عشق/ روح و سر و سامان عشق»
با لطمه زدن به بدن موافقايد، حتي اگر ادا باشد؟ صورتهاي بعضيها كه از روضة شما و بعضي مداحهاي ديگر بيرون ميآيند، داغان است.من كه نميتوانم جلوي شما را بگيرم بگويم كه داري لطمه ميزني يا داري ادا درميآوري. ببين، در مجلس امام حسين(ع) ريايش هم قبول ميشود. آنقدر بزرگوار هستند. ما بر طبق روايات حرف ميزنيم، من حرف نميزنم. ما اصلا تباكي كردن داريم در مجلس اهلبيت. مثلا دارند روضه ميخوانند، حالت گريه را بگيريم ثواب دارد. من هم نميتوانم بگويم اين دارد الكي ادا درميآورد يا اين كه دارد گريه ميكند. من وظيفه ندارم به ديگران نگاه كنم. من وظيفهام اين است كه خودم درك كنم كه چهكار دارم ميكنم. آنهايي هم كه به سر و صورتشان لطمه ميزنند خودشان مسؤول كار خودشان هستند.
ببينيد، مقدار زيادي از توجه جوانها در حوزة دينداري به جاي تعقل، دارد ميرود به سمت اين كه با مداحي حال كنند. يعني دنبال حرف حساب يك روحاني برجسته نميروند.خب، توي اين برهه چه چيزي هست كه اين جوان اگر برود به سمت آن بهتر است تا بيايد اينجا؟ روحانيها بايد بيشتر كار ميكردند. اين ضعف از منبر بوده شايد. اگر آن منبري به نحو احسن وظيفة خودش را انجام ميداد، شايد الان وضع جامعه اينطوري نبود، بعضيها ميخواهند تقصير همه مشكلات اجتماعي را به گردن چند تا مداح بيندازند. حالا كه ما باز هم در اين برهه توانستيم عدهاي از اينها را حفظ كنيم؛ الانش هم كه داريم ميگوييم آقا تشريف بياوريد منبر برويد، خيلي از آقايان نميآيند. مثلا، به خاطر اين كه ميگويد افتدارد. براي كساني صحبت كنم كه آمدهاند براي رضا هلالي. مگر هلالي چهاش هست؟
به هر حال مداحيهاي امروز ميتواند كمكي بكند كه بار تعقل ديني تقويت بشود؟ به اندازهاي كه من بتوانم تأثيرگذاري داشته باشم روي مستمع خودم. اصل كار دست منبر است آقا! دست روحاني است. من هم در كنارش، به اندازة سنم.وقتي دل رقيق ميشود و آمادة پذيرفتن معارف دين ميشود، اين روحاني كجاست كه بيايد و اين معارف را بگويد؟ يا هر كس ديگري كه قرار است اين كار را بكند. وظيفة رضا هلالي اين نيست كه هم احكام بگويد، هم منبر باشد و هم معلم و مربي تربيتي.
حتي اگر به گفته خودتان 8 هزار نفر مستمع داشته باشيد؟ شما و بقيه مداحها به رسانه تبديل شدهايد. وقتي اينقدر برد داريد، بايد مراقب همه چيز باشيد.آقا من قرار نيست هم بشوم شيخ حسين انصاريان و هم بشوم رضا هلالي. بچههايي كه دارند ميآيند هيأت، بايد مقربتر بشوند. بايد به سمت خدا بروند. بايد بندگيشان با وضوحتر بشود. من همة اينها را قبول دارم. ولي اگر نشود قرار نيست من اعدام بشوم. چرا ما نبايد حمايت بشويم؟ بيايند مشكلات ما را بگويند، راهكارها را هم بگويند، كمك كنند. بعد از من هم بخواهند. بگويند اين كار را بكن، آن كار را بكن. من هم روي چشمم. شما بگو تو اين زمانه بد با چه بهانهاي ميتوانيد 8 ، 10 هزار تا جوان را جمع كنيد يكجا؟
حالا برويم سراغ شايعاتي كه اطراف اسم شماست. جايي گفته بوديد قضية پرادوي شما شايعه است. از اول شايعه بوده يا الان شايعه شده؟!نه. چون تو روزنامه يك شخصي آمد نوشت پابرهنه ميرويم كربلا با پرادوي هفتاد ميليون توماني برميگرديم، شايعه شد. بعدش هم معذرت خواستند. اما چيزي عوض نشد، حرف ديگر افتاد تو دهنها، بعضيها هم دامن زدند...
قديمها كه سوار ميشديد!نه. يك بار در پرادوي كس ديگري و بغل دستش سوار شده بودم.
زانتيا چي؟زانتيا چرا، سوار ميشدم.
از كجا؟ براي كسي بود، امانت مدتي دست من بود 1 يا 2 ماه، اما به نام ما تمام شد. من 15 شب روي رفاقت رفتم خواندم. آمدند گفتند تو نوكر مادرمان هستي، بايد يك وسيله زير پايت باشد. خودشان آمدند يك ماشين براي ما گرفتند، سندي هم به نام ما نزدند. اما به نام ما تمام شد كه اين ماشين مال من است. در صورتي كه صاحب اين ماشين من نبودم.
اصـلا چرا قـبول كـرديد؟ اينجور كارها آدم را كمكم بــه مســائل حـاشيهاي نميكشاند؟من كه توي مجلس ميروم پول نميگيرم. هر جا كه بخواهيم برويم كار كنيم، هم كه شأن ما نيست. چلوكبابي بزنيم، ميگويند رضا هلالي رفته چلوكبابي زده. بروم ساندويچي بزنم يك چيز ميگويند. بروم كار آزاد پوشاك بكنم، ميگويند هلالي فلان.چه كار بكنم؟ بايد بروم تو يك دفتري بايستم مثلا 120 تومان 150 تومان، با يك ديپلم. بعد من چطوري ميتوانم پاسخگوي اين همه چيز باشم. از رضا هلالي انتظار دارند كه تو خانهاش پر از گوني برنج باشد. كه يك نفر اگر آمد گفت آقاي هلالي من مستضعفام، من گرفتارم، كمكش كند. همينطور خانوادة من. چرا پدر و مادر من هنوز بايد مستأجر باشند؟مجموعة فرهنگي ما بايد يك فكري به حال رضا هلاليها بكنند، يك برنامهاي براي رضا هلالي بريزند كه مجبور نباشد به خاطر گذشتن اموراتش هر چيزي را قبول كند.
الان چه ماشيني داريد؟الان هيچي. به من ميگويند خانهات پاسداران است. وضع مالي شما توپ است يا ثانيهاي پول ميگيري، خدا شاهد است اصلا اينطوري نيست. الان تهرانپارس مينشينم. قبلا هم مجيديه بودم.
رابطهتان با مداحهاي ديگر چطور است؟من با هيچكدام از مداحها الان رابطه ندارم. الان هيچكدام از مداحان تحويلمان نميگيرند...
چرا؟به خاطر آن فيلمي كه از من پخش شد. كسي هم زنگ نزد از من بپرسد كه چي شده. چي هست چي نيست. انگار منتظر بودند.
ميشود راجع به ماجراي سيدي صحبت كنيم؟آن فيلم كه از من پخش شد فيلم همسر شرعي و قانوني و دائم من بود كه ناجوانمردانه آن را دست عموم پخش كردند.
چه كسي فيلمبرداري كرده بود؟خواهر خانمم.
چطور خواهر زن شما فيلم را بيرون داد؟خواهر زن من نداد بيرون. تلفن را برده بودند براي تعمير. از توي كارت حافظه كپي شده بود روي گوشي. بردند تعمير بكنند كه به بيرون درز كرد. و پاساژ[...] كه پخش سيديهاي ما را ميكردند، متأسفانه يكي دو تا از اين مغازههايشان آمدند سيدي را چاپ كردند به صورت وسيع و پنج هزار تا پنج هزار تا در ميادين شهر پخش كردند. كسي هم نيامد پيگيري بكند. ما كه نبايد ميگذاشتيم از خانوادهمان فيلم بگيرند. ولي معلوم نشد اين حريم خصوصي فقط مخصوص بازيگرهاست يا شامل بقيه هم ميشود!
فرض كنيم شما در اين ماجرا كاملا مظلوم واقع شدهايد. آن موقع كه خواهر خانمتان داشت فيلم ميگرفت نبايد بيشتر حواستان را جمع ميكرديد؟من نگفتم خطا نكردم. اما ديگر اين را فكر نميكردم كه توي آشپزخانة خانة مادر خانمم كه نشستهام، آنجا هم قرار است يك فيلمي در بيايد كه در كل ايران پخش بشود. خودم هم ديدم فيلم را داشت ميگرفت، گفتم چه كار داري ميكني، گفت دارم عكسهام را چك ميكنم. يعني دروغ به من گفت. حالا اشتباهي است كه كرده. فيلمي است كه پخش شده و همه هم ديدهاند و هر كسي هم يك اظهارنظري كرده. اما الان بعد از گذشت اين همه مدت، چرا من را منعام ميكنند از منبرها؟ چرا منعام ميكنند از صدا و سيما كه نبايد پخش بشود؟
شما به عنوان يك مداح نميتوانيد بگوييد من هم اشتباه دارم مثل آدمهاي ديگر. وضع شما فرق ميكند.بله حسنات الابرار سيئات المقربين. اما انسان ممكنالخطاست، براي يك دانشآموز كه تجديد ميگيرد، گوشش را ميكشند. نه سرش را ببرند. الان دارند سر من را ميبرند.
شده تا حالا بگوييد كه من امسال مثلا يك چيز جديد جور كنم كه كف همه ببرد.نه اصلا، ما براي رقابت يا پوززني نيامديم. اما امسال ميخواهم سبك را كمي عوض كنم. برنامه را آرامتر ميكنم؛ كه هم مستمعين و هم خودم كمتر اذيت بشويم.
پول هم ميگيريد؟نه آقا صله ميگيرم. تعيين نميكنم. صله يعني هديه، هديه را كه تعيين نميكنند.
رقم بگوييد.نه آقا تو رو خدا. استغفرالله.
در مورد مريد و مراد بازي نظري نداريد؟خوشم نميآيد. اصلا. جدا ميگويم.
لابد بهاش دامن هم نميزنيد؟اصلا. سعي ميكنم تا آنجايي كه بتوانم مريد و مرادبازي راه نيندازم. چون نه به سن من ميخورد و نه جنبهاش را دارم.
اگر پيش بيايد جلويش را ميگيريد؟شما همين ماجراي لباس را ببينيد، تا ديدم دارد مد ميشود عوضش كردم. اما من نميتوانم دل كسي را بشكنم. يعني هيچوقت به خودم اين اجازه را ندادهام، نميتوانم طرف كه ميآيد جلو بگويم بلند شو برو. با اين كه ميدانم شايد به من ضربه بزند. دوست ندارم دل كسي را بشكنم. تا حالا هم نشكستهام. هيچ وقت.
خوشتان ميآيد كه جوانهاي زيادي مدل ريش و لباس و تسبيح گرفتن شما را تقليد ميكنند؟خوشحالام. چون اين مدل ريش من و اين لباسي كه من ميپوشم اشتباها به اسم لباس شمشيري عبدالرضا هلالي معروف شده، مال بچههاي جبهه بوده. متأسفانه به مرور زمان از يادها رفت. يعني تيپ مداحي شد كت و شلوار كه مال انگليسيها است. حالا چرا نبايد اين تيپ مال خودمان باشد؟ تيپ بچههايي كه فداكاري كردند براي دينمان، براي انقلابمان. انگشتر خاصي هم نينداختهام. محاسنم هم... آزادي است ديگر. ما دوست داريم كه اينطور باشد.
از محضر استادان استفاده ميكنيد؟من از محضر تمام مداحان استفاده ميكنم. هر چيزي كه زيبا باشد من استفاده ميكنم.
نه، يعني اين كه برويد بگوييد آقاي فلاني من آمدهام تلمذ. من مداح هستم و اين همه به من اقبال شده، آمدهام از شما اصول را ياد بگيرم. اصلا استاد اخلاق داريد؟قرار نيست بگويم كه آقا. بله. اسمش را نميتوانم بگويم.
اسمشان را نميخواهيم، فقط ميخواهيم بدانيم داريد يا نه.بله آقا، هستند. مگر ميشود من بدون اين كه كسي را داشته باشم، بخواهم بروم همينطوري. آدم بايد زانو بزند. بايد سر سفره بنشيند.
قبول داريد كه سليقة مردم را ميتوانيد عوض كنيد؟بله.
آيا غير از اين كه به اين فكر كنيد كه برنامهام چطور پرمخاطبتر باشد و حس و حال بيشتري داشته باشد، به اين فكر ميكنيد كه هر بار كاملش كنيد و چيزي به آن تزريق كنيد؟همة سعي و تلاشم بر همين است كه بتوانم جوانهاي بيشتري را بياورم پاي منبر امام حسين(ع). با اين دستگاه، با اين حركت، با همين بحث عاشورا بيشتر آشنا بشوند. فقط محدود به روزهاي دهه عاشورا نكنند. در كل سالشان بتوانند با امام حسين(ع) آشنا بشوند.
اگر روزي به اين نتيجه رسيديد كه اين سبك و سياق درست نيست و ضربه ميزند، يا ماندگار نيست و چيز مفيدي نيست، آيا حاضريد به همان سبك و سياق قديميها روضه بخوانيد، حتي اگر تا مدتها هيچ مخاطبي نداشته باشيد؟آدم هميشه بايد اشتباهات خودش را قبول كند. اگر اشتباهي ميكند آنقدر مرد باشد و شجاعت داشته باشد كه بگويد من اشتباه كردم. اما تا آنجايي كه فكر ميكنم، راه و هدفمان انشاءالله مسير امام حسين(ع) است. در مسيرمان هم اشتباهات زيادي داريم، داشتيم و خواهيم داشت. هميشه هم سعي بر تصحيح كارهايمان داشتيم.
شما اين همه هوادار داريد و بعد ادعا ميكنيد از طرف بزرگان مهجورهستيد و جرياني كه شروعش با خودتان بوده از شما حرف شنوي ندارند. از اين وضعيت راضي هستيد؟كسي كه ميخواهد كربلايي بشود، زندگي در دنيايش بدون بلا نيست.
حاضريد چه كاري بكنيد كه از اين وضع در بياييد؟اين وضع خوب است آقا! بد نيست. فقط ناموسياش يك خرده ناراحت كننده است. والّا تو سر من زدن و اين كارها يك چيزهاي طبيعي است. بگذريم كه يك عده هم از روي ناداني حركاتي ميكنند. اين را نبايد به پاي همه گذاشت. همة مردم اينطوري نيستند. خيلي هم به ما محبت دارند.
ببينيد، با تمام اتفاقاتي كه تا به حال افتاده و با آن چند هزار نفري كه مستمع داريد، اگر همين روال ادامه پيدا كند، فكر نميكنيد رضا هلالي باز ميشود قهرمان و ميرود بالا؟آخر ما دنبال قهرماني نيستيم.
شما كه ميگوييد اهل مريدپروري نيستم، جلوي اين موضوع را ميگيريد؟ چهجوري جلويش را بگيرم. جز سكوت و صبر؟
فكر نميكنيد كه چند سالي برويد و نباشيد مثلا برويد خانه براي دل خودتان بخوانيد.نميشود. دوست ندارم. اگر وظيفه گردنم نبود اين كار را ميكردم. به چه قيمتي من بروم كنار؟ به اين قيمت كه خيلي از بچههايي كه شايد ما را دوست دارند و ميخواهند با اين نواها به يك جايي برسند نااميد بشوند؟ شايد حس كنم كه ميتوانم تقدير آنها را تغيير بدهم.
اين را قبول داريد كه خيلي زود به شهرتي رسيديد كه بعدا پدرتان را درآورد؟صد در صد. همينطور است. ما غوره نشده مويز شديم. البته خواست خداست هميشه. حالا نميدانم چه حكمتي در كار بوده اما اينطوري شد ديگر. نميدانم.
پيش خودتان نميگوييد اي كاش به اين شهرت نميرسيدم؟اي كاش كه خالص بوديم در راه امام حسين(ع). اين بهتر است.
